نمایش پستها با برچسب نقل قول. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب نقل قول. نمایش همه پستها
اورسن ولز-کارگردان نابغه آمریکایی-در مصاحبه ای که آخرین گفتگوی زندگی اوست گفت:
این دستی که حالا به دست تو(مصاحبه گر) می خورد روزگاری به دست سارا برنارد(هنرپیشه) خورده است.میتوانی فکرش را بکنی؟... مادمازل برنارد وقتی جوان بود دست مادام ژرژ-معشوقه ی ناپلئون-را گرفته بود! ... فقط سه تا دست دادن تا ناپلئون! موضوع فقط این نیست که دنیا خیلی کوچک شده باشد.بلکه تاریخ بسیار کوتاه است. چهار یا پنج آدم خیلی پیر دست همدیگر را که بگیرند به شکسپیر میرسانندت...
...همیشه فکر میکردم که وقتی که پیر شدم
خدا یجوری وارد زندگیم میشه...
نيومد!
اون رو مقصر نميدونم.اگه من هم جاش بودم, يک همچين نظري در مورد فردي مثل خودم داشتم...
No Country For Old Men/ by Joel & ethan coen
پی نوشت: بپا اینطوری نشی...حالا تو هرکاری که عشقته.
بت نوبن مایل است در اطراف خود اشخاصی درست و قهرمانانی داشته باشد.این غول منجمد دوست دارد در آفتاب وجدان های خوب دراز کشد. اگر حاضر به پرستش او شوید به شما همه چیز خواهد داد. بدین نحو او تلالو(تلعلو=طلئلو) زهد شما و حالت چشمان مغرورتان را برای خود میخرد. با کمک شماست که او توده ی زاید را به دام میکشد. آری.در دل حیوان پرسروصدای افتخارات مقدس/ماشینی جهنمی جای داده شده است و او به اسب تروی میماند.
من جایی را دولت میخوانم که در آن /همه/ خواه خوب و بد مسموم میشوند. من آنجایی را دولت میدانم که درآن /همه/ خواه خوب و خواه بد/خود را گم میکنند و جایی که درآن خودکشی تدریجی مردمان را زندگی نام میدهند.
چنین گفت زرتشت (نیچه)/ درباب بت نوین
مشکل انسان ها این است که تنها در متحد کردن همدیگر علیه دیگران تفاهم با یکدیگر را بلد هستند. دشمن است که آنها را متحد میکند. به ظاهر میتوان فکر کرد که به اعضای یک گروه سیمان اضافه کرده اند.این سیمان همان زبان مشترک است.فرهنگ مشترک و تاریخی مشترک از ارزش های قسمت شده.در واقع هیچ رابطه مثبتی که به اندازه کافی برای پیوند دادن انسان ها قوی باشد وجود ندارد. آنچه که برای نزدیک کردن آنها به هم احتیاج است یک دشمن مشترک است.
اولیس از بغداد/ اریک امانوئل اشمیت
هیچ ملتی باقی نمیماند مگر اینکه ابتدا برای خود ارزشهایی وضع کند ولی آن قومی که میل به بقا دارد نباید ارزشهای خود را با ارزشهای همسایگان خود یکی سازد.
هر قومی را جدول ارزش های خاصی است که در حقیقت جدول پیروزی های اوست.این جدول انعکاس خواست توانایی آن قوم است.
برای هر قومی آنچه بدست آوردنش مشکل است موجب تحسین است. آنچیزی نیک خوانده میشود که لازم و در عین حال صعب الحصول باشد و آنچیزی مقدس نامیده میشود که در هنگام عسرت و تنگی موجب نجات و فلاح است.
هرآنچه موجب تسلط و درخشش و فتح آن قوم به رغم ترس وحسد همسایگانش میشود مقامی شامخ در جدول ارزش های وی میابد و مفهوم و معیار سنجش همه ی چیزها میشود.
چنین گفت زرتشت/درباره هزارویک هدف
پی نوشت: کان (کلاً) این نیچه یه چیزیه واسه خودش. تو پست های بعدی ازش بیشتر خواهید دید...
هر قومی را جدول ارزش های خاصی است که در حقیقت جدول پیروزی های اوست.این جدول انعکاس خواست توانایی آن قوم است.
برای هر قومی آنچه بدست آوردنش مشکل است موجب تحسین است. آنچیزی نیک خوانده میشود که لازم و در عین حال صعب الحصول باشد و آنچیزی مقدس نامیده میشود که در هنگام عسرت و تنگی موجب نجات و فلاح است.
هرآنچه موجب تسلط و درخشش و فتح آن قوم به رغم ترس وحسد همسایگانش میشود مقامی شامخ در جدول ارزش های وی میابد و مفهوم و معیار سنجش همه ی چیزها میشود.
چنین گفت زرتشت/درباره هزارویک هدف
پی نوشت: کان (کلاً) این نیچه یه چیزیه واسه خودش. تو پست های بعدی ازش بیشتر خواهید دید...
سپس به او گفتند: "خداوندا، اینک دو شمشیر." به ایشان گفت:
"کافی است."
