‏نمایش پست‌ها با برچسب خواند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خواند. نمایش همه پست‌ها
بگو بگو
پیش نوشت: بگوشید از استاد:
بگو بگو 
که چه کارت کنم بگو 
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را 

بگو بگو 
که شکارت کنم بگو 
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه 

ببین ببین 
که فغانت کنم ببین 
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را 

ببین ببین 
که نشانت کنم ببین 
که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه 


نماز شام غریبان چو گریه آغازم 
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم 
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار 
که از جهان ره و رسم سفر براندازم 
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب 
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم 
خدای را مددی ای رفیق ره تا من 
به کوی میکده دیگر علم برافرازم 


بیا بیا 
که نگارت شوم بیا 
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را 

بیا بیا 
به زیارت شوم بیا 
به زیارت شوم چو خسته‌ پایم و آه 

همای اوج سعادت به دام ما افتد 
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد 
حباب وار براندازم از نشاط کلاه 
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد 
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی 
بود که قرعه‌ی دولت به نام ما افتد 

شکن شکن 
که شیارت کنم شکن 
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه 

شکن شکن 
چه شرارت کنم شکن 
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور 

بیا بیا 
که نگارت شوم بیا 
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را 

بیا بیا 
به زیارت شوم بیا 
به زیارت شوم چو خسته ‌پایم و آه 

ببین ببین 
که فغانت کنم ببین 
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را 

ببین ببین 
که نشانت کنم ببین 
که نشانت کنم ز فتتنه کین‌م و آه 


بیا و کشتی ما در شط شراب انداز 
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز 
به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید 
ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز 
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی 
بود که قرعه دولت به نام ما افتد 

بگو بگو 
که چه کارت کنم بگو 
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را 

بگو بگو 
که شکارت کنم بگو 
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه 


نماز شام غریبان چو گریه آغازم 
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم 
به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید 
ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز 
همای اوج سعادت به دام ما افتد 
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد 
حباب وار براندازم از نشاط کلاه 
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد 
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی 
بود که قرعه دولت به نام ما افتد 

پی نوشت: به قول معلم ادبیات: بگو بگو...
برچسب‌ها: 0 نظر |
جان مریم

وای گل سرخ و سفیدم کی می‌آیی
بنفشه برگ بیدم کی می‌آیی
تو گفتی گل در آید من می‌یایم
وای گل عالم تموم شد کی می‌یایی
جان مریم چشماتو وا کن منو صدا کن
شد هوا سفید، در اومد خورشید
وقت اون رسید، که بریم به صحرا
وای نازنین مریم
جان مریم چشماتو وا کن منو صدا کن
بشیم روونه، بریم از خونه، شونه به شونه، به یاد اون روزا
وای نازنین مریم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم
کاش می‌خوابیدم، تو رو خواب می‌دیدم
خوشه غم، توی دلم، زده جوونه
دونه به دونه، دل نمی‌دونه، چه کنه با این غم
وای نازنین مریم
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم، درو کنیم گندما رو
بیا بیا نازنین مریم...
برچسب‌ها: 0 نظر |
عشق پانزده سانتی
همه ی مردها دروغگو- بی ثبات- دغل- وراج- دو رو - متکبر- بزدل- نفرت انگیز و شهوت پرست هستند. تمام زنها ریاکار- مکار- خودپسند - کنجکاو و فاسدند. دنیا چاه فاضلابی است بی انتها که موجودات عجیب الخلقه ای در آن می خزند و به کوه هایی از لجن برمیخورند. اما در دنیا چیزی مقدس و باشکوه نیز وجود دارد: پیوند دو موجودِ اینچنین ناقص و وحشتناک. در عشق اغلب اشتباه میکنیم.اغلب احساسات ما جریحه دار میشود و احساس بدبختی میکنیم. اما عشق میورزیم و هنگامی که در آستانه ی مرگیم به عقب برمیگردیم و به خود میگوییم: خیلی رنج کشیده ام.گاهی به بیراهه رفته ام.اما عشق ورزیده ام. پس من زندگی کرده ام.من یک موجود تصنعیِ ساخته و پرداخته ی غرور و کسالت نیستم. زیرا که عاشق بوده ام.
                                                                                                                               آلفرد موسه
برچسب‌ها: 4 نظر |
مردی که دنیا را فروخت
توضیح: این مطلب درباره گروه نیروانا و موسس اون کرت کوبین است.
موسیقی: سبکش که گرانج بود و سلطان راک دهه ی 90 بود. آهنگ هاش ساده اما دلنشین اند. البته یه خاصیت عجیبی دارن و اون اینه که اولش ازش لذت میبرید.ولی اگه زیاد بهشون گوش کنید حس عجیبی از بی حسی-خماری و گیجی بهتون دست میده. فکر میکنم بخاطر حال و هوای خود کرت کوبین بوده.چون اون بعلت افسردگی و بیماری زخم معده ای که داشت مورفین و هروئین مصرف میکرد. واسه همین حس و حال آهنگاش تو خماری و وهم هس.
زندگی کوبین: در 7 سالگی پدر و مادرش ازهم جداشدن که این تاثیر عمیقی روش گذاشت و باعث شد به فردی ضداجتماع تبدیل شه.گیتار زدن رو بصورت تجربی و بدون معلم یاد گرفت.در مقطعی 2 ساله بخاطر طلاق پدرومادرش کارتن خواب شد.حدود سال 1990 گروه نیروانا رو تشکیل داد.در سال 1991 دومین آلبومشون بنام Nevermind ترکوند.این آلبوم دنیای موسیقی راک رو متحول کرد و پانک راک و سبک جدید گرانج رو به جریان اصلی راک تبدیل کرد. پس از این آلبوم شهرت زیاد و طرفداران زیادتری پیدا کرد. این محبوبیت با آلبوم های بعدیش باز هم افزایش پیدا کرد.ولی کرت بخاطر شخصیت پیچیده و حساس و افسردگی شدیدش از این شهرت نفرت داشت.از ابراز احساسات طرفداران فراری بود.حتی گاهی خودش و طرفداراش رو مسخره میکرد. ولی افسردگی شدید باعث چندبار اقدام به خودکشی شد. بالاخره در آوریل 1994 جسدش درحالی پیدا شد که مغزش با گلوله شاتگان متلاشی شده بود. این بود مردی که دنیا را فروخت...


The man who sold the world

We passed upon the stair, we spoke in was and when
Although I wasn't there, he said I was his friend
Which came as a surprise, I spoke into his eyes
I thought you died alone, a long long time ago

Oh no, not me
We never lost control
You're face to face
With The Man Who Sold The World

I laughed and shook his hand, and made my way back home
I searched for a foreign land, for years and years I roamed
I gazed a gazeless stare, we walked a million hills
I must have died alone, a long long time ago

Who knows? Not me
I never lost control
You're face to face
With the Man who Sold the World

Who knows? not me
We never lost control
You're face to face
With the Man who Sold the World


از پله ها بالا میرفتیم و از گذشته صحبت میکردیم
اگر چه من نمی فهمیدم
ولی او میگفت من در گذشته دوست او بودم
صحبت کردن رو در رو با او
برایم تعجب آور بود
چون به من میگفت:
گمان میکردم تو سالها قبل در تنهایی مرده ای

آه نه, من نبودم
من هرگز کنترلم را از دست نداده ام
و تو اکنون در مقابل مردی هستی
که جهان را فروخت

خندیدم و دستش را فشردم
و به خانه باز گشتم
سالهاست که سر گردان
به دنبال مزرعه وزمین هستم
و به ملیونها نفر در اینجا
با شگفتی خیره شدم .
زیرا ما سالهای سال پیش از این بایستی می مردیم.

چه کسی میداند ؟ من که نمیدانم
ما هیچوقت کنترلمان را از دست نداده ایم
وشما اکنون در مقابل مردی هستید
که جهان را فروخت...
برچسب‌ها: 2 نظر |
دل دیوانه
جایی میرفتم که نباید میرفتم/ کسی را میدیدم که نباید میدیدم/ کاری را میکردم که نباید میکردم/ کسی بودم که نباید میبودم.../ بامزه است که سقوط چقدر حس پرواز میدهد/ برای مدتی کوتاه...
                                                                                                                      
                                                                                                        از فیلم crazy heart
برچسب‌ها: 1 نظر |
نگاهی به داستان ما
گروه زدبازی اولش مسل! بقیه گروهای رپ فارسی بود ولی برخلاف اونا بسرعت خودشو بالا کشید و از آهنگ بی حس به بعد(مطابق دانسته های ناقص من) آهنگ به آهنگ پیشرفت کرد.جدیدترین و آخرین اهنگ گروه داستان ما بود.البته میتونست تکستی بهتر از ایناهم داشته باشه ولی همینم عالی بود.همونطور که میدونید(نمیدونید؟) زدبازی به کارش پایان داده و بنظر من و سایر اهل فن در بهترین جای ممکن کارشو تموم کرد.یعنی در اوج
با بعضی جاهاش خیلی حال کردم که دلیل نوشتن این پست شد...

خیلی شیک و سفیدیم ما/فدریکو فلینی ها
پشت بیتا La Dolce Vita/بده وینو بریزیم تا...

:1.فدریکو فلینی کارگردان ایتالیایی که سبکی خاص و منحصر بفرد داشته و کلا(کللن) یه اسطوره ای واسه خودش.
2.white sheik و La Dolce Vita (بمعنی زندگی شیرین=good life) دو تا از فیلمای فلینی اند که خصوصا دومیش شاهکاره.
3.وینو در ایتالیایی بمعنی مشروب است و یکی از مارکاشم (=مارک های آن نیز) فلینی ست.

باید بپام همش امسال عوض شه/زندگیم چون یه عیبی(AB) داره/مسل! اول آلفابت/داریم میریم ولی هنوز اول داستانه...
دودکش شدیم تک تکمون/تهران وگاس مام رت پکتون

:rat pack نام گروهی که توسط هامفری بوگارت تشکیل شد و شامل مجموعه ای از بازیگران بزرگ آمریکایی بود.

اسمم jj نیس اگه برف نبارم/لال نیستم اما حرف ندارم

:J اول اسم ماه januray هست و اولین ماه زمستونه(فک کنم لازم نیس که بگم معمولن زمستونا برف میاد!)

رپو ول کردن آرزومه/دیگه لنزا(lenz) رو صورتم آره ZOOMe
آس پیکیمو همیشه بین ورقا میمونیم/زدبازی شده فرق بین عرب و ایرونی
برچسب‌ها: 4 نظر |
روزگار غریبیست نازنین
بدون حاشیه : آهنگی نامجویی با شعری عمیق از شاملو دانلود

















متن شعر احمد شاملو :

They smell your heart
Such strange times, darling

And love is bludgeoned
against the pillars of the dead end

Love must be hidden in the attics

In this cold and twisted dead end
They keep fires aflame
with poems and songs as fuel
Don’t dare the danger of thinking

Such strange times, Darling

The one banging on the door so late at night
has come to kill the lantern
Light must be hidden in the attics

And then there are the butchers
waiting at the crossroads
With their bloody axes

Such strange times, Darling


and they surgically remove the smile from your lips
and the song from your mouth
Passion must be hidden in the attics
The canary is grilled
over a flame of burnt lilies and jasmine

such strange times, Darling

The victorious drunken satan
is celebrating our mourning

God must be hidden in the attics

ترجمه:

دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دل ات را می بویند
روزگار غریبی ست نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند .
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی ست نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است .
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده وساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست، نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه ها را بر دهان .
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد
کباب قناری بر اتش سوسن و یاس
روزگار غریب ست، نازنین
ابلیس پیروزْ مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد



برچسب‌ها: 0 نظر |
خواند-1 (عشق همیشه در مراجعه است)
 عشق هميشه در مراجعه است
 -------------------------------
کلي گويي آفت شعر است
حرف مفت آفت ذهن
ذهن الکن ستاره بشمارد
ذهن ياغي ستاره مي چيند
فاق کوتاه آفت لگن است
آفت جنگ نو گلنگدن است
آفت مزرعه سه تن ملخ است
آفت عشق وصل يا بوسه
مرده ي يک شبه چو نمره ي بيست
ثلث اول که هيچش ارزش نيست
مرده ي قرن را چنين بنگر
همچو تجديد ناب شهريور
خنده سر داده رند و بازيگوش
بگذار اين رفوزگي هم روش
ذهن شاگرد خنگ فاجعه است
خنگ شاگرد در مراجعه است
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است

بعد صد ها هزار سال از خاک
چه مهم است پاک يا ناپاک
چه مهم است سبک اسپيس راک
چه مهم است پول يا بي پول
چه مهم است ماله يا شاغول
آفت ذهن همنشين بد است
خواه بنشسته روي مبل سياه
خواه در قاب تلويزيون پيدا
خواه استاده به آسمان چون ماه
حرف صد تا يه غاز تا ابد است
عشق اول فقط يه خاطره است
عشق بعدي هماره فاجعه است
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است

آفت حافظه باکتري دقيق
مثل آب دهان مرده رقيق
خاطره خود کلانتر جان است
بر سرت بشکند هوار شود
مثل زندان ژان والژان است
حافظه نفس را بدراند
صد گيگا بايت را بپراند
نان روز از براي ثکث شب است
نان شب هم براي عاشق مست
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است

بعد از اين صد کتاب شعر هم روش
حرف اسکندر و تزار هم توش
همه آيند و باز باز روند
زنده بودن که خود منازعه است
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است

 شاعر و خواننده: محسن نامجو

----------------------
پی نوشت: در بخش جدید به نام "خواند" ، متن بعضی از آهنگ هایی قرار می گیرد که شعر آن ها، تا حدی قابل توجه تر از شعر های دیگر آثار موسیقیایی است.

برچسب‌ها: 1 نظر |