وای گل سرخ و سفیدم کی میآیی
بنفشه برگ بیدم کی میآیی
تو گفتی گل در آید من مییایم
وای گل عالم تموم شد کی مییایی
جان مریم چشماتو وا کن منو صدا کن
شد هوا سفید، در اومد خورشید
وقت اون رسید، که بریم به صحرا
وای نازنین مریم
جان مریم چشماتو وا کن منو صدا کن
بشیم روونه، بریم از خونه، شونه به شونه، به یاد اون روزا
وای نازنین مریم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم
کاش میخوابیدم، تو رو خواب میدیدم
خوشه غم، توی دلم، زده جوونه
دونه به دونه، دل نمیدونه، چه کنه با این غم
وای نازنین مریم
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم، درو کنیم گندما رو
بیا بیا نازنین مریم...
با بعضی جاهاش خیلی حال کردم که دلیل نوشتن این پست شد...
خیلی شیک و سفیدیم ما/فدریکو فلینی ها
پشت بیتا La Dolce Vita/بده وینو بریزیم تا...
:1.فدریکو فلینی کارگردان ایتالیایی که سبکی خاص و منحصر بفرد داشته و کلا(کللن) یه اسطوره ای واسه خودش.
2.white sheik و La Dolce Vita (بمعنی زندگی شیرین=good life) دو تا از فیلمای فلینی اند که خصوصا دومیش شاهکاره.
3.وینو در ایتالیایی بمعنی مشروب است و یکی از مارکاشم (=مارک های آن نیز) فلینی ست.
باید بپام همش امسال عوض شه/زندگیم چون یه عیبی(AB) داره/مسل! اول آلفابت/داریم میریم ولی هنوز اول داستانه...
دودکش شدیم تک تکمون/تهران وگاس مام رت پکتون
:rat pack نام گروهی که توسط هامفری بوگارت تشکیل شد و شامل مجموعه ای از بازیگران بزرگ آمریکایی بود.
اسمم jj نیس اگه برف نبارم/لال نیستم اما حرف ندارم
:J اول اسم ماه januray هست و اولین ماه زمستونه(فک کنم لازم نیس که بگم معمولن زمستونا برف میاد!)
رپو ول کردن آرزومه/دیگه لنزا(lenz) رو صورتم آره ZOOMe
آس پیکیمو همیشه بین ورقا میمونیم/زدبازی شده فرق بین عرب و ایرونی

متن شعر احمد شاملو :
They smell your heart
Such strange times, darling
And love is bludgeoned
against the pillars of the dead end
Love must be hidden in the attics
In this cold and twisted dead end
They keep fires aflame
with poems and songs as fuel
Don’t dare the danger of thinking
Such strange times, Darling
The one banging on the door so late at night
has come to kill the lantern
Light must be hidden in the attics
And then there are the butchers
waiting at the crossroads
With their bloody axes
Such strange times, Darling
and they surgically remove the smile from your lips
and the song from your mouth
Passion must be hidden in the attics
The canary is grilled
over a flame of burnt lilies and jasmine
such strange times, Darling
The victorious drunken satan
is celebrating our mourning
God must be hidden in the attics
ترجمه:
دهانت را می بویندمبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دل ات را می بویند
روزگار غریبی ست نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند .
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی ست نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است .
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده وساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست، نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه ها را بر دهان .
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد
کباب قناری بر اتش سوسن و یاس
روزگار غریب ست، نازنین
ابلیس پیروزْ مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
کلي گويي آفت شعر است
حرف مفت آفت ذهن
ذهن الکن ستاره بشمارد
ذهن ياغي ستاره مي چيند
فاق کوتاه آفت لگن است
آفت جنگ نو گلنگدن است
آفت مزرعه سه تن ملخ است
آفت عشق وصل يا بوسه
مرده ي يک شبه چو نمره ي بيست
ثلث اول که هيچش ارزش نيست
مرده ي قرن را چنين بنگر
همچو تجديد ناب شهريور
خنده سر داده رند و بازيگوش
بگذار اين رفوزگي هم روش
ذهن شاگرد خنگ فاجعه است
خنگ شاگرد در مراجعه است
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است
بعد صد ها هزار سال از خاک
چه مهم است پاک يا ناپاک
چه مهم است سبک اسپيس راک
چه مهم است پول يا بي پول
چه مهم است ماله يا شاغول
آفت ذهن همنشين بد است
خواه بنشسته روي مبل سياه
خواه در قاب تلويزيون پيدا
خواه استاده به آسمان چون ماه
حرف صد تا يه غاز تا ابد است
عشق اول فقط يه خاطره است
عشق بعدي هماره فاجعه است
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است
آفت حافظه باکتري دقيق
مثل آب دهان مرده رقيق
خاطره خود کلانتر جان است
بر سرت بشکند هوار شود
مثل زندان ژان والژان است
حافظه نفس را بدراند
صد گيگا بايت را بپراند
نان روز از براي ثکث شب است
نان شب هم براي عاشق مست
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است
بعد از اين صد کتاب شعر هم روش
حرف اسکندر و تزار هم توش
همه آيند و باز باز روند
زنده بودن که خود منازعه است
عشق هميشه در مراجعه است
...
عشق هميشه در مراجعه است
